
استعمار، آینده زدایی و امکان تخیل: بازخوانی مساله زمان و روایت نفت در اهواز
در این نوشتار مستند کوتاهی بررسی میشود که در آن چند مرد و کودک اهوازی اهل غیزانیه به تصویر کشیده میشوند که در کنار شعلههای نفت ایستادهاند بیآنکه درباره این شعلهها چیزی بدانند. صحنهای که بیش از یک لحظهی ساده ناآگاهی بیانگر فرآیندی عمیق از استعمار ذهنی و ادراکی است. پرسشی که باید مطرح شود این نیست که چرا این افراد پاسخ روشنی ندارند بلکه این است که چگونه شرایطی ایجاد شده که چنین پرسشی برای آنها بیمعنا به نظر میرسد؟ این وضعیت نهفقط محرومیت اقتصادی بلکه شکلی از آیندهزدایی است، جایی که گذشته بازنویسی شده، حال در سکون فرو رفته، و آینده از پیش بسته شده است.
مقاومت هنری در برابر ملیگرایی قومی: نگاهی به زندگی و هنر احمد کنعانی در دهه ۵۰
جایی که مردم عرب با سیاستهای ملیگرایانه مواجه بودند، هنرمندانی مانند احمد کنعانی نقش محوری در پاسداری از هویت عربی ایفا کردند. کنعانی با بهرهگیری از موسیقی، تئاتر و شعر، نه تنها تلاش کرد تا فرهنگ و زبان عربی را زنده نگه دارد و هوشمندانه در برابر سیاستهای یکسانسازی پهلوی ایستادگی کرد.
احمد کنعانی از همان ابتدا دغدغهی حفظ موسیقی عربی را داشت و با تأسیس و توسعه گروههای موسیقی، تلاش کرد تا موسیقی محلی را تقویت کند. این مطلب نگاهی دارد به زندگی و فعالیتهای احمد کنعانی.
حس طرد شدگی در میان زنان و طبقات فقیر عرب بیشتر از سایر گروهها است!
حس طرد شدگی در میان زنان عرب و طبقات فقیر بیش از سایر گروهها است. والبته اگر میخواهید از این طردشدگی به دور باشید باید عرب بودن خود را کنار بگذارید و به جامعه ایرانی وارد شوید. این نتیجهای است که میتوان از مطالعهای با عنوان «قومیت و احساس طرد اجتماعی» است که در سال ۱۳۹۵ توسط عبدالرضا نواح، سید عبدالحسین نبوی و خیری حیدری انجام شده و در فصلنامهی «جامعهشناسی ایران» منتشر شده است گرفت.
سازمان سیاسی خلق عرب و مركز فرهنگي در محمره (خرمشهر) از شروع فعاليت تا چهارشنبه سیاه (۱۳۵۷-۱۳۵۸)
با رفتن شاه و ایجاد فضای جدید بعد از انقلاب ۵۷ نوعی از آزادی بیان و فضايى براى فعالیت فرهنگی سیاسی در جامعه احساس می شد، که به تبع آن نخبگان جامعه ی عرب که شروع به فعالیت جهت طرح مطالبات ملی خود كرده بودن.
در این مقاله سعی می شود به فعالیت سازمان سیاسی خلق عرب ونيز مرکز فرهنگی در ماه هاى نخستین بعد از انقلاب (۱۳۵۷-۱۳۵۸) به طور مشخص در شهر محمره(خرمشهر) پرداخته شود.
زنان سالمند عرب: و هیچکس از رنجهای یک «زن تنها» نپرسید!
کم پیش میآید که در کنار یک زن سالمند عرب زندگی کرده باشید و صدای آوازهای اندوهناک او را نشنیده باشید. این آوازهای پرسوز را در عربی «نعاوی» مینامند. زنان سالمند عرب، مدام در خلوت خود آنها را میخوانند و با آنها اشک میریزند: هنگامی که تنها نشستهاند، خانه را جارو میکنند، نان میپزند، نوه یا فرزندشان را میخوابانند، یا زمانی که در سکوتی عمیق با خود خلوت کردهاند. و باز، بسیار پیش میآید که همانگونه که این آوازها را آهسته با خود زمزمه میکنند، اشک نیز بریزند.

حجی موسی؛ نماد هنرمندان فراموش شده در فضاهای غیررسمی
تئاتر عربی هم ممنوع است. حداقل تا این اواخر. البته هیچ نامه یا دستورالعملی وجود ندارد که این ممنوعیت را صریح بیان کند، اما تالارهای شهر و مراکز فرهنگی استان تنها از تئاتری حمایت میکنند که به زبان فارسی اجرا شود. اما این ممنوعیتها تئاتر عربی را از بین نبرد. خانهها به تدریج به فضاهایی تبدیل میشوند که در آنها تئاتر عربی شکل میگیرد و مجال بروز پیدا میکند. یکی از قدیمیترین چهرههای این میدان، حجی موسی است که در دهههای ۵۰ و ۶۰ فعالیت میکرد.

بازنمایی مسائل و مشکلات زنان عرب خوزستانی در اشعار محلی
هدف از این مقاله شناخت مهمترین مسائل مشترک زنان عرب خوزستانی و شنیدن روایت های آنان از این مشکلات و مسائل است که در قالب اشعار نعاوی سروده و خوانده می شود. نتایج این تحقیق نشان می دهد که زنان عرب خوزستانی مشکلات مشترکی را با استفاده از این اشعار بیان می کنند؛ از جمله فقر، دوری از خانواده، ظلم از جانب مردان، نداشتن فرزند یا نداشتن فرزند ذکور.

جهانی شدن هویت عربی را تقویت و هویت ایرانی را سستتر میکند!
جهانی شدن چه تاثیری بر هویت مردم عرب و تلقی آنان از هویت ایرانیشان داشته است؟ حمیدرضا جلاییپور در بررسی هویت ملی و ارزشهای جهانی شدن با تأکید بر ایرانیان عربزبان در سال ۸۸ به این سؤال پرداخته است و پرسیده است آیا ارزشهای بنیادین جهانی شدن سبب احساس خاصگرایی فرهنگی و برجستگی هویت عربی این مردم میشود؟

نگاهی به فعالیتهای حزب الوفاق-قسمت دوم و سوم
لجنة الوفاق اولین لیست انتخاباتی خود را در سال ۱۳۷۷، دقیقاً یک سال پس از پیروزی محمد خاتمی، برای شرکت در اولین انتخابات شوراهای اسلامی شهر ارائه کرد. با پیروزی قمندار غزی، نجمه حمید و الهه موالیزاده، وفاق توانست نتایج قابلقبولی را در کارنامه خود ثبت کند. هرچند، در طول چهار سال فعالیت شورای شهر اول، الهه موالیزاده از حزب وفاق فاصله گرفت.

ناسیونالیسم متوهمانه و «تاریخی» شما تنها به این شکل قابل تداوم است!
مدتهاست که هیچگونه فعالیت جدی در میان مردم عرب انجام نمیشود. هر آنچه هست، زندگی روزمرهای است که در آن مردم مقاومت میکنند، زنده میمانند و دستگاه سرکوب را پس میزنند. اما همین سکوت زمستانیِ غمانگیز نیز را دستگاههای امنیتی بر نمیتابند و باز به آزار و اذیت فعالان پرداختهاند. این بازداشت ها و سرکوب به ما درباره ناسیونالیسم ایرانی چه میگوید؟

موسیقی عربی در اهواز: از خزعل تا انقلاب ۵۷
تاریخ موسیقی مردم عرب با سرکوب و حذف عجین است. مقاله «تاریخ موسیقی معاصر اهوازی: هنر، هویت فرهنگی و نسلکشی فرهنگی» از سعید اسماعیل، پژوهشگر عرب اهوازی، این تاریخ را از دوران شیخ خزعل آغاز میکند. شیخ خزعل برای تشکیل گروههای موسیقی دربار، علاوه بر بهرهگیری از موسیقی محلی، با درویشها نیز همکاری میکرد. او همچنین نوازندگان برجستهای را از خلیج فارس و مناطق اطراف دعوت میکرد تا نقشی پیشگام در این حوزه ایفا کنند.

نگاهی مختصر به فعالیت حزب الوفاق (قسمت اول)
حزب الوفاق (لجنة الوفاق) را میتوان یکی از مهمترین پدیدههای سیاسی مردم عرب، بهویژه در سالهای پس از انقلاب ۱۳۵۷، دانست که از جنبههای مختلف اجتماعی و سیاسی شایسته بررسی و تحلیل است. مجموعه «الوفاق» پس از انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۷۶ تشکیل شد و بهسرعت رشد کرد و در تمامی شهرهای عرب استان توسعه یافت. مؤسسان الوفاق بهسرعت برای اخذ مجوز یک حزب سیاسی اقدام کردند و در چند دوره انتخابات توانستند پیروزیهای چشمگیری در انتخابات شوراهای شهر و مجلس کسب کنند.

سدگتوند و روستاهایی که زیر آب رفتند یا نمکزار شدند
سد گتوند را همه به ویرانی زیستمحیطی ناشی از نمک نهفته در آن میشناسند. اما این سد باعث ویرانی روستاهای فراوانی شد و در دو سوی سد، روستاهای بسیاری زیر آب رفتند. از جمله روستاهای بختیارینشین پابر آفتاب، تنگ هلیل، رگ هلیل، گلانبار، چالناک، چم لوند، تلخاب و تاجدین. در این فرایند، مردم حداقل ۲۷ روستای عرب نیز مجبور به مهاجرت و ترک محل زندگی خود در منطقه عقیلی و کوتوند شدند.

پژوهش در سایه رعب
عمار در حال جمع آوری داده برای پژوهش خود درباره مردم استان خوزستان است. از او می پرسم آیا سوالی داری که زبان مادری را بپرسد. می گوید می خواستم اضافه کنم ترسیدم پژوهشم مهر «قومیتی» بخورد. او همدل است که اضافه کردن این متغیر سیاسی نیست و برای یک پژوهش خوب ضروری. اما می گوید «خطر دارد.»
این نمونه ای است از شمار زیادی از دانشجویان و پژوهشگران عرب که نگران هستند کار بر روی مردم عرب برایشان مشکل ایجاد کند. و این ترس …

آغاز دوبارهی پروژه مرگآور نیشکر در دولت پزشکیان: آیا یاریکنندهای هست؟
خبرگزاریها گزارش دادهاند که موالی زاده استاندار جدید خوزستان به منظور افزایش سطح کشت در صنعت نیشکر، زمینی به مساحت ۲۵ هزار هکتار به این شرکت واگذار کرده است.
پیشتر در مطلب «بزکشدگی» (Tokenism) توضیح دادیم که انتخاب یک استاندار عرب با ویژگیهای موالیزاده، نوعی بزک کردن سیستم است؛ هدف این بزککردن، ادعای تنوع و اعطای حقوق به اقوام است.
اما فرد بزکشده، به دلیل آنکه همیشه متهم به «قومگرایی» یا دفاع از اقلیتی است که از آن برخاسته، ناچار است بهطور مداوم امتیاز بدهد.

آیا وضعیت تحصیلات دانشگاهی میان مردم عرب بهبود یافته است؟
اخیراً مطالعهای از سوی «مجله تحلیلی دقیقه» با عنوان «نگاهی به آمار تحصیلات دانشگاهی در ایران و رابطه آن با جنسیت و قومیت» منتشر شده است که دادههای جالبی درباره رابطه میان قومیت و تحصیلات دانشگاهی ارائه میدهد. بر اساس این گزارش، تبعیض قومی در سطح تحصیلات دانشگاهی میان کردها و بلوچها مشاهده میشود و در میان عرب ها خیر. این مطالعه نشان میدهد که بین عرب بودن و داشتن مدرک تحصیلی عالی رابطه مثبتی وجود دارد. بهعبارتی، با افزایش درصد جمعیت عرب، تعداد افراد تحصیلکرده دانشگاهی افزایش مییابد. در این یادداشت به تحلیل این موضوع پرداخته می شود.

آنگاه که نخل ها سخن می گویند!
سماهراسد (اعظم صادقیان) اخیراً اولین مجموعه داستانی خود را تحت عنوان «حين یتکلم النخیل» (آنگاه که نخلها سخن میگویند) به زبان عربی منتشر کرده است. در «آنگاه که نخلها سخن میگویند» تمرکز ویژهای بر موضوع زن عرب و رنجهای مرکب او وجود دارد و شاید این موضوع بیشترین سهم را در این مجموعه داشته باشد. موضوع دستفروشی زنان بعد از بیکاری همسرانشان، سنت ننوشتن نام دختران در کارت دعوت مراسمهای ازدواج یا اکتفا به حرف اول نام دختران، از جمله موضوعات داستانهای کوتاه این مجموعه ادبی است.در این یادداشت به معرفی و نقد این کتاب می پردازیم.

نگاهی به فعالیت های جمعیت فرهنگی «الهلال»
مجموعه فرهنگی الهلال از سال ۹۳ آغاز به کار کرد. پیش از آن، بسیاری از کنشگران در حوزه انتخاباتی، بهویژه انتخابات شورای شهر و مجلس، فعال بودند. این تصور وجود داشت که فعالیتهای انتخاباتی میتواند گرهای از مشکلات مردم عرب را بگشاید. اما با گذشت زمان، این بخش از کنشگران دریافتند که فعالیت انتخاباتی آنها را از اهدافشان دور میکند. این مطلب به سرگذشت این موسسه فرهنگی از سال تاسیس تا انحلال و دستگیری اعضای آن می پردازد.

به عصر «بزک کردن» خوش آمدید!
بالاخره، پس از یک قرن، اولین استاندار عرب برای استان خوزستان انتخاب شد: سید محمدرضا موالیزاده که از قبیله مشعشعیان برآمده است. چرا این انتخاب مهم است؟ دقیقاً به همان دلیلی که در صد سال گذشته چنین انتخابی صورت نگرفته بود.
نگاهی به گذشته – چه پیش و چه پس از انقلاب – نشان میدهد که همیشه افرادی بودند که از منظر ایدئولوژیک و حزبی به نظام سیاسی نزدیک بودند.

عرب های هور و تحول جنسیتی
زندگی افراد ترنسجندر در میان عرب های هور چگونه بود؟ و آیا امروز این وضعیت تفاوت کرده است یا خیر؟ این مطلب به این پرسش ها پاسخ می دهد و بر اساس بخشی از خاطرات ویلفرد تزیجر، نویسنده و جهانگرد بریتانیایی است که در فاصله سالهای ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۸ زمان زیادی را در مناطق مرکزی هور سپری کرد. این یکی از معدود منابعی است که به این موضوع پرداخته است.

ابو معتوق الحویزی؛ شاعری که شعر عربی را زنده نگاه داشت
ابو معتوق به عنوان بنیانگذار سبک شعری “بند” شناخته میشود. این سبک در قرن هفدهم میلادی در اهواز و شهرهای جنوبی عراق رواج یافت و به دلیل خروج از قالبهای کلاسیک شعر عرب، مقدمهای برای ظهور شعر آزاد در جهان عرب به حساب میآید. بعدها شاعران بزرگی مانند “نازک الملائکه” این سبک را به کمال رساندند و شعر آزاد عربی را در جهان ادبیات مطرح کردند.

حاج حداد الكنعانی و نگاهی به تاریخ حزب سعادت
در آن زمان و در بحبوحه سال ۱۹۴۵، تحت تأثیر رخدادهای کردستان و آذربایجان، این امید در میان قومیتها شکل گرفته بود که بتوانند به نوعی خودمختاری سیاسی دست پیدا کنند. در نتیجه، برخی از بزرگان و کنشگران عرب اقدام به تأسیس حزب سعادت کردند؛ حزبی که هدف آن احیای حقوق از دسترفته مردم عرب بود.

نمونه ای از گفتگوهای اسکیزوفرنیک ایرانشهری درباره تاریخ مردم عرب
مصاحبه ای از آسیانیوز با فردی به نام محمد آلبوعلی، دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه شهید بهشتی، منتشر شده است که هدف آن اثبات وفاداری مردم عرب به دولت مرکزی ایران بوده است. مصاحبه ای که می تواند به درک بهتری از نوع رابطه مرکز و پیرامون در عصر حاضر، حداقل از نگاه جریان ایرانشهری، کمک کند: رابطه ای که مبتنی بر شک، عدم اعتماد و سوء ظن است.

ضياء الدين خاقانی
شاعر بزرگ عراقی محمد مهدی جواهری درباره خاقانی نوشته است: “ضیاءالدین را دریابید، زیرا در او غمهای محمره، جوانی عراق، فطرت نجف و تمدن اور نهفته است.”
عبدالله البردونی، نویسنده بزرگ یمنی، در ستایش از او گفته است: “سبک ضیاءالدین ترجمهای آشکار از اندوه اهواز و سرزنش جهان عرب است. او مردی آزاد و آزاده است.”
ضیاءالدین خاقانی پس از دورهای طولانی از بیماری، در ماه مه ۲۰۰۸ میلادی در شهر نجف درگذشت.

گزارش العربیه درباره عرب های شمال ایلام: زبانشان به تدریج منقرض میشود
عربها همچون ترکها، کردها ، لرها، فارسها و بلوچها در جای جای ایران حضور دارند. جمعیت عرب در ایران تنها محدود به “خوزستان،” بوشهر و هرمزگان نیست، بلکه عربها در استانهای فارس، کرمان، خراسان، سمنان و ایلام (عیلام) حضور چشمگیری دارند. یکی از استانهایی که عربها در آن حضور دارند استان ایلام است، البته در اینجا منظور بخش جنوبی این استان مانند دچه عباس (دشت عباس) نیست، بلکه سخن از عربهایی است که دهها کیلومتر بالاتر در دورترین نقطه شمالی استان ایلام و جنوب استان کرمانشاه (کرمانشان) ساکن هستند.

عربهای ایلام
عربهای استان ایلام بیشتر در شهرستان دهلران ساکن هستند، شهرستانی که از لحاظ جمعیتی پس از ایلام قرار دارد و از نظر جغرافیایی بیشترین مساحت را دارد. جمعیت این شهرستان حدود ۷۰ هزار نفر است. با این حال، همه مردم عرب نیستند؛ بسیاری از لرها، لکها و کردهای فیلی نیز در این شهرستان زندگی میکنند. همچنین مردم عرب بخش قابل توجهی از جمعیت موسیان که خود بخشی از دهلران است را تشکیل میدهند، شهری که حدود ۲۰ هزار نفر جمعیت دارد. کمیل آلبوشوکه که درباره عربهای منطقه ایلام پژوهش کرده است میگوید که جمعیت غالب منطقه موسیان عرب هستند.

دعوت به نگریستن از منظر پیرامون: تحلیلگران غیر بومی و شکاف ادراکی در تحلیل مسایل مردم عرب
در سال ۱۳۹۶ از سوی پژوهشگاه نیرو، جهت همکاری با پروژهای تحقیقاتی درخصوص حادثه قطعی برق ناشی از نشست ریزگرد و غبار خیس بر تأسیسات تأمین برق اهواز و شهرهای دیگر استان خوزستان دعوت شدم. پرسش آغازین و نقطه عزیمت این تحقیق، غافلگیر شدن مسئولین وزارت نیرو از گستره و شدت اعتراضات اجتماعی صورت گرفته در اهواز در واکنش به این حادثه بود. در حالیکه، مقامات وزارت نیرو واکنش خود به این حادثه در جهت ترمیم شبکه و اتصال مجدد برق را رکوردی تازه برای خود میدانستند، شهروندان اهوازی، وزارت نیرو را به عنوان مقصر اصلی حادثه تلقی میکردند.

رابح شهاب: خواننده زن عرب که به فراموشی سپرده شد
رابح شهاب یکی از خواننده های زن مطرح اهوازی است که قبل از انقلاب نامی میان خوانندگان منطقه داشت. اما طبیعتا در ساختاری که کل این مردم به حاشیه رفته اند، خوانندگان مرد نادیده گرفته می شوند و از خوانندگان زن حتی نامی باقی نمی ماند.
رابح شهاب در منطقه صخیریه اهواز به دنیا آمد. در سن نوجوانی به خوانندگی علاقه پیدا کرد و به یکی از خوانندگان پرطرفدار در دوران خود بدل شد. او که تا زمان انقلاب ۵۷ آواز می خواند، آهنگ هایی در سبک های مختلف موسیقی خواند و از خود یادگارهای فراوانی به جا گذاشت.

نرخ بیسوادی در میان دختران ۶-۹ ساله عرب در حال افزایش است.
زنان روستایی عرب یکی از بالاترین نرخ های بی سوادی را در کل کشور تجربه می کنند. بر اساس مطالعه ای که درباره رابطه قومیت و سواد انجام شده است، مردم بلوچ (چه در میان زنان و چه در میان مردان) از وضعیت سواد پایینتری نسبت به سایر اقوام برخوردار هستند. همین رابطه نیز در مورد زنان روستایی عربزبان نیز به همین صورت وجود دارد این پژوهش نشان می دهد که در مورد زنان روستایی عربزبان در جوانترین گروه سنی یعنی در گروه سنی ۶ تا ۹ سال یعنی متولدین نیمه دوم دهه ۸۰ این وضعیت نسبت به متولدین دهه ۷۰ و متولدین نیمه اول دهه ۸۰ دوباره تشدید شده است.

تبعیض قومی: تفاوت شاخص های بهداشتی در میان مردم عرب و غیر عرب
یکی از موضوعاتی که همیشه درباره تبعیض های قومی مطرح می شود این است که تبعیض جغرافیایی است و ارتباطی میان «قومیت» و «نابرابری» وجود ندارد. عدم وجود داده (و به نوعی ناممکن کردن تولید آن) امکان سنجش این گزاره که چه ارتباطی میان قومیت و نابرابری وجود دارد را دشوار کرده است.
در میان مردم غیر فارس، این نابرابری با گوشت و پوست و استخوان حس می شود. بخشی از تجربه روزانه آنان است. برای آنان داستان مانند این است که فردی از طبقه متوسط به انسانی از طبقه فقیر بگوید که بین ما تفاوتی وجود ندارد. و آنها جز تجربه زیسته خود چیزی ندارند که بگویند. اما باز در نبود داده امکان گفتگویی وجود ندارد.

باشو: اقلیت همچون یک غریبه
رابطه یک اقلیت با اکثریت در بسیاری از احیان میتواند رابطه یک غریبه با جمعی باشد که وارد آن می شوند یا با آنها زندگی می کنند. غریبه، آنطور که جورج زیمل مفهوم بندی می کند کسی است که بر سر مرز زندگی می کند. او نه در درون جمع است و نه بیرون آن. نه کامل پذیرفته شده است و نه از از جمع به طور کامل اخراج شده است. همین زندگی در مرز بودن و نبودن و تنش های آن است که مفهوم غریبه را شکل می دهد. این تنش هم در درون «غریبه» است و هم در محیطی که «غریبه» به آن وارد شده است. این مفهوم غریبگی در مورد مردم عرب را شاید به بهترین شکلی بهرام بیضایی در فیلم «باشو غریبه کوچک» به تصویر کشیده است.

اجتماعات بومی عرب های ساحل
اگر با تاریخ مردم عرب در ایران اندکی آشنایی داشته باشید و این خطوط را می خوانید، تصور می کنید این بخشی از داستان شیخ خزعل و رضاخان است. اما اینگونه نیست. این داستان حکومت شیخ قضیب ثانی (۱۸۸۵-۱۸۸۶م) است که حکومت او در شهر بندر لنگه (یا لنجه در عربی) بود، شهری که امروز با جاده زمینی مدرن نزدیک به ۱۰۰۰ کیلومتر از محمره شیخ خزعل فاصله داشت. شیخ قضیب ثانی نیز مانند شیخ خزعل ادیب و شاعر بود، اما حکومت او چندان نپایید و همان سرنوشتی را پیدا کرد که شیخ خزعل در ۱۹۲۵ یافت.

ابراهيم ابن المُدّبِّر
ابواسحاق، ابراهیم بن محمد بن عبدالله، معروف به ابن المُدَبِّر، ادیب، شاعر، کاتب و وزیر عباسیان است. دایرة المعارف اسلامی نسب او را به موالی ها باز میگرداند. اما بر اساس یاقوت حموی، وی از قبیله ضَبّه و از اهالی دست میسان بوده و در سال ۸۱۱ میلادی متولد شده است. دست میسان، منطقهای است در جنوب غربی شهر اهواز که در زمان حکومت پهلوی به دشت میشان و در جمهوری اسلامی به دشت آزادگان تغییر نام یافته است.

رحیم عچرش و گریستن بر دو راهی سخت: چه باید کرد؟
هفته گذشته ، ۲۴ خرداد ماه، رحیم عچرش، فعال فرهنگی، فیلمنامه نویس و کارگردان اهوازی درگذشت. وفات رحیم بسیاری از دوستان او و فعالان اجتماعی و فرهنگی اهواز را شوکه کرد. در این میان اما انتشار آخرین چت رحیم و دوست او، حسین کروشات، قابل توجه بود. در این چت رحیم از مقاله ای می گوید که با آن گریه کرده است. او در آن چت به حسین می نویسد: «با خواندن آن مقاله «به حال خود و مردمم گریه کردم.» (بچیت علی حالی و علی حال شعبی).

ابن سکیت
یوسف، یعقوب بن اسحاق دورقی، معروف به ابن سکیت (۸۰۲- ۸۵۸ م)، شاعر، نویسند و دانشمند اهوازی است. ابن سکیت که متولد شهر دورق (شادگان) است در در دو حوزه بیش از همه مطرح است: گیاه شناسی و شعر و ادب. دانش ابن سکیت در گیاه شناسی شهره عام و خاص بود. فؤاد سرگین (متوفی ۲۰۱۸م) دانشمند علوم اسلامی وشرق شناس اهل ترکیه، ابن سکیت را به عنوان گیاه شناس مسلمان معرفی می کند.

پارادوکس فعالیت مدنی کنشگران عرب: انقلابی گری، عقب نشینی، انفعال
در میان مردم عرب و در طی چند دهه اخیر موسسات مدنی فراوانی شکل گرفتند، پیشروی کردند و به بن بست رسیدند. این که میگویم «بن بست» به این دلیل است که بخش عمده ای از آنها توسط حکومت منحل شدند و اعضای آن بازداشت شدند، و بخش قابل توجهی خود به تدریج فعالیت هایشان را کم کردند و به سمت انفعال رفتند. در این میان عوامل بسیاری تاثیر گذار بودند. در این مقاله به این موضوع پرداخته شده است.

ابوالحسن ابتهاج و منطق استعماری توسعه
در این یادداشت می خواهم با نگاه مختصری به نوشته های ابتهاج به مدلی از توسعه بپردازیم که برای مردم بومی چیزی جز ویرانی و خرابی باور نیاورد، مدلی از توسعه که منطقی استعماری دارد و بس. البته که این مدل استعماری توسعه را باید در نتایج دیگر پروژه ها نیز جست، امری که سعی خواهیم کرد در نوشته های آتی به آن بپردازیم. ابتهاج برای توسعه خوزستان «دغدغه» دارد. او طرح می نویسد، پروژه طراحی می کند و به دیدار اروپایی ها و آمریکایی ها می رود و از آنها دعوت می کند تا بیایند و این سرزمین را آباد کنند. اما جالب است بدانید که او هیچ اطلاعات دقیقی در مورد این سرزمین ندارد.

یزله؛ استعمار زدایی از شکل مقاومت
تصور عمومی از اعتراض و مقاومت، تصویری کلیشه ای است. ما تنها به تجمع های سازماندهی شده، آنهم با پلاکارد و در شکل های مشخص و تعریف شده «اعتراض» می گوییم. مردم عرب اما چند دهه است که اعتراض می کنند، اما کسی آن را نمی بیند. یزله تنها یکی از فرم های این اعتراضات است. در یزله مردان و یا زنان به گرد هم پایکوبی می کنند و مقطع انتهایی از یک شعر را همخوانی می کنند. در کنار آنان زنان هلهله سر می دهند و زنان و مردان مسن رهبری می کنند.